پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

آن شب که با خیال تو خوش بود حال من

من دانم و خدا که چه رفت از خیال من

احوال شب‌روان پریشان‌نورد را

زلف تو داند و دل آشفته‌حال من

دل می‌برد به غمزه و می‌پرورد به ناز

صد جان فدای دلبر نیکوخصال من

در بوستان به حسرت صیاد سوختم

می‌ریخت کاش در قفس و دام بال من

دیدی که آخر این همه تحصیل علم و عقل

در آستان پیر مغان شد وبال من

حرفی به شیخ شهر ندارم ز کفر و دین

دانم که نیست مرد جواب و سوال من

دارم زلال خضر نهان در سبو ولی

کو تشنه‌ای که غوطه خورد در زلال من

کمتر گدای میکده‌ام صاحبان جاه

سوگند می‌خورند به عز و جلال من

جمشید جم نه سلطنت‌آرا چو من گدا

جام جهان‌نما چو جام سفال من

روز حساب شعله نار جهیم را

خواموش می‌کند عرق انفعال من

ساغر من از ستم‌زدگان محبتم

دل‌ها بگو ملول شوند از ملال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶منم آن عاشق شوریده سر بی‌دل و دین
  2. شمارهٔ ۱۳۷نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کن
  3. شمارهٔ ۱۳۸جانا نفسی آخر از آتش دل دم زن
  4. شمارهٔ ۱۳۹ای برده سبق جمالت از ماه
  5. شمارهٔ ۱۴۰دلا به میکده تا پای بر زمین زده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۴۱باز در بزم که لب بر لب ساغر زده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۴۲چه مسجد است که مردم فتاده مست همه
  8. شمارهٔ ۱۴۳دلم قرار در آن زلف بی‌قرار گرفته
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.