پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

من آن مرغ سبک‌روحم که جا در لامکان دارم

ملول از سیر گلزارم هوای آشیان دارم

چو طوطی مانده دور از آشیانم در قفس اما

همای عرش پروازی به زیر پر نهان دارم

چو عنقا از نشان دورم ز چشم خلق مستورم

برید عالم نورم نشان از بی‌نشان دارم

قفس تنگ است بر بالم ولیکن از سبک‌روحی

فضای شش جهت را از زمین تا آسمان دارم

ز جام عشق جانان دردآشامم من ای صوفی

وز آن درد صفاپرور صفای جسم و جان دارم

از این نامحرمان مشنو رموز عشق من دانم

که الفت در حریم قرب حق با محرمان دارم

خمار باده دوشینه‌ام ساقی بده جامی

که فتوای صبوحی خوردن از پیر مغان دارم

ز سوز سینه آخر می‌کشم ای آسمان آهی

کمینی کرده‌ام وز کینه‌ در کمان دارم

چو ساغر گر تهی دستم ز جام عشق سرمستم

به کف از همت پیر مغان رطل گران دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشم
  2. شمارهٔ ۱۳۲خیز تا رخت اقامت سوی میخانه بریم
  3. شمارهٔ ۱۳۳ای مرا سلسله عشق تو زنجیر برون
  4. شمارهٔ ۱۳۴آن شب که با خیال تو خوش بود حال من
  5. شمارهٔ ۱۳۵به خم می که شکستی خم دریای فنون
  6. شمارهٔ ۱۳۶منم آن عاشق شوریده سر بی‌دل و دین
  7. شمارهٔ ۱۳۷نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کن
  8. شمارهٔ ۱۳۸جانا نفسی آخر از آتش دل دم زن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.