پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

منم که مست و خراب از صفای جام الستم

حدیث هول قیامت به من مگوی که مستم

من آن نیم که چو زهاد خالی از همه معنی

میان جامه سالوس خویشتن بپرستم

به شیخ شهر مگو ذوق عشق و حالت مستی

به من بگوی که رند خراب و عاشق مستم

بیار باده که برخاستم من از سر کونین

قلندرانه چو در کوی می‌فروش نشستم

چنان ز شش‌جهتم بسته‌ آسمان در خواهش

که نیستم به یقین از وجود خویش که مستم

به غیر عشق دگر سر به هیچ کار نیارم

گر این زمان ز کمند بلای عقل جستم

مگو که چاره عشق اختیار صبر و شکیب است

مرا که نیست به دل صبر و اختیار به دستم

بجز حدیث وفایت کدام پند شنیدم

به غیر کنج جفایت کدام گوشه نشستم

منی که طالب یارم به دیر و کعبه چه کارم

هواپرست نیم ساغرا خدای پرستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰کو عشق جانانی که من در راهش از جان بگذرم
  2. شمارهٔ ۱۳۱تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشم
  3. شمارهٔ ۱۳۲خیز تا رخت اقامت سوی میخانه بریم
  4. شمارهٔ ۱۳۳ای مرا سلسله عشق تو زنجیر برون
  5. شمارهٔ ۱۳۴آن شب که با خیال تو خوش بود حال من
  6. شمارهٔ ۱۳۵به خم می که شکستی خم دریای فنون
  7. شمارهٔ ۱۳۶منم آن عاشق شوریده سر بی‌دل و دین
  8. شمارهٔ ۱۳۷نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.