پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

کو عشق جانانی که من در راهش از جان بگذرم

باری چو از جان بگذرم در راه جانان بگذرم

در راه جانان هر زمان خواهم که از جان بگذرم

خواهم که از جانان هر زمان در راه جانان بگذرم

آتش فروزم در جگر از عشق هر شب تا سحر

از وادی ایمن مگر چون پورعمران بگذرم

دور از تو ای نامهربان سیلاب خون سازم روان

با اشک چشم خون‌فشان هر سو که گریان بگذرم

بس لاله روید سر به سر با داغ عشقت ای پسر

من با دل خونین اگر از هر بیابان بگذرم

دلتنگم از این خاکدان ساقی بده رطل گران

تا مست و خندان آن زمان از ملک کیوان بگذرم

خواهم به رغم آسمان جام می از پیر مغان

جویم حیات جاودان بر آب حیوان بگذرم

از مومن و ترسا مگو وز سبحه و زنارشان

کو زلف و رخسار بتی کز کفر و ایمان بگذرم

تا کی برم رنج از غم درمان درد بی‌غمی

کو درد مرانداز عشق از فکر درمان بگذرم

با فکر سامان هر کسی آسوده سر خواهد بسی

من با سر سودی او خواهم ز سامان بگذرم

من در هوای روی تو آشفته آن موی تو

مگذار تا از کوی تو زاین سان پریشان بگذرم

گویند بس مشکل بود ساغر گذشتن از صراط

من با تولای علی سهل است آسان بگذرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲خیز تا رخت اقامت سوی میخانه بریم
  2. شمارهٔ ۱۳۳ای مرا سلسله عشق تو زنجیر برون
  3. شمارهٔ ۱۳۴آن شب که با خیال تو خوش بود حال من
  4. شمارهٔ ۱۳۵به خم می که شکستی خم دریای فنون
  5. شمارهٔ ۱۳۶منم آن عاشق شوریده سر بی‌دل و دین
  6. شمارهٔ ۱۳۷نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کن
  7. شمارهٔ ۱۳۸جانا نفسی آخر از آتش دل دم زن
  8. شمارهٔ ۱۳۹ای برده سبق جمالت از ماه
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.