پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشم

رفتم که رخت از سر کویت به در کشم

صیاد تا به چند من از حسرت چمن

در گوشه قفس سر خود زیر پر کشم

با یاد سنبل و گل رخسار زلف تو

عمری‌ست آه و ناله که شام و سحر کشم

ترسم که سیل خانه مردم کند خراب

گر آستین به هجر تو از چشم‌ تر کشم

داغم ز شیخ و واعظ و رنگ ریایشان

بی‌چاره من که بار غم گاو و خر کشم

ساقی بیار باده که این کهنه دیر را

طرح دگر ببندم و نقش دگر کشم

بیرون نهم ز حلقه اهل زمانه پای

بیهوده تا به کی ز جهان درد سر کشم

خواهم روم به کوی خراباتیان عشق

ساغر ز دست پیر خرابات درکشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳ای مرا سلسله عشق تو زنجیر برون
  2. شمارهٔ ۱۳۴آن شب که با خیال تو خوش بود حال من
  3. شمارهٔ ۱۳۵به خم می که شکستی خم دریای فنون
  4. شمارهٔ ۱۳۶منم آن عاشق شوریده سر بی‌دل و دین
  5. شمارهٔ ۱۳۷نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کن
  6. شمارهٔ ۱۳۸جانا نفسی آخر از آتش دل دم زن
  7. شمارهٔ ۱۳۹ای برده سبق جمالت از ماه
  8. شمارهٔ ۱۴۰دلا به میکده تا پای بر زمین زده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.