پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

دل چون جام جهان‌بین ز خدا می‌طلبم

وز خدا آینه غیب‌نما می‌طلبم

بوی جان از دم عیسی نفسی می‌جویم

فیض روح القدس از باد صبا می‌طلبم

رهرو عشقم و صد وادی حیرت در پیش

مدد از همت مردان خدا می‌طلبم

جان به خاک در جانان به ارادت سپرم

یعنی از چشمه خضر آب بقا می‌طلبم

به جفایی دل ما شاد نمی‌دارد دوست

تو من خام‌طمع بین که وفا می‌طلبم

سخت بی‌زارم از این خرقه آلوده خویش

دلق پیشینه بی‌رنگ ریا می‌طلبم

بر من از صومعه‌ها کار فروبسته نماند

فتح بابی ز در میکده‌ها می‌طلبم

دانه‌ها سبز بسی کرده‌ام از کشت امید

سایه تربیت از ابر عطا می‌طلبم

دارم از طره مشکین تو صد نافه چین

ناف آهوی ختن را به ختا می‌طلبم

ساقی از بزم طرب می به هوس‌ناکان ده

که من از محفل غم جام بلا می‌طلبم

تیره‌بختم ز شب هجر و سحر می‌خواهم

دردمندم ز غم عشق و دوا می‌طلبم

ساغر بیدل و دینم نیم از اهل صلاح

شرف صحبت ارباب صفا می‌طلبم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶مستانه ناگاه از درم خوب آمدی ای محتشم
  2. شمارهٔ ۱۲۷تا به کی مهر ادب بر لب خاموش زنم
  3. شمارهٔ ۱۲۸منم که مست و خراب از صفای جام الستم
  4. شمارهٔ ۱۲۹من آن مرغ سبک‌روحم که جا در لامکان دارم
  5. شمارهٔ ۱۳۰کو عشق جانانی که من در راهش از جان بگذرم
  6. شمارهٔ ۱۳۱تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشم
  7. شمارهٔ ۱۳۲خیز تا رخت اقامت سوی میخانه بریم
  8. شمارهٔ ۱۳۳ای مرا سلسله عشق تو زنجیر برون
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.