پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

گهی بی‌مهری از یار و گه از گردون جفا دیدم

در این ده روزه ایام فنا یا رب چه‌ها دیدم

به من شد دشمن جان عاقبت بر هر که دل دادم

کس از بیگانه نشنید آن چه من از آشنا دیدم

نمی‌دانم چه بخت است این من بی‌چاره را یا رب

که با هر کس که اظهار وفا کردم جفا دیدم

ندیدم خاطری را شاد از این گردون دون هرگز

بسی درویش و بس منعم بسی شاه و گدا دیدم

نه زاهد ماند و نه سجاده‌اش نه جام و نه ساقی

تر و خشک جهان در راه سیلاب فنا دیدم

مگو ساغر چرا کردی تو ترک عشق‌بازی را

که از خوبان عالم هر که دیدم بی‌وفا دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷تا به کی مهر ادب بر لب خاموش زنم
  2. شمارهٔ ۱۲۸منم که مست و خراب از صفای جام الستم
  3. شمارهٔ ۱۲۹من آن مرغ سبک‌روحم که جا در لامکان دارم
  4. شمارهٔ ۱۳۰کو عشق جانانی که من در راهش از جان بگذرم
  5. شمارهٔ ۱۳۱تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشم
  6. شمارهٔ ۱۳۲خیز تا رخت اقامت سوی میخانه بریم
  7. شمارهٔ ۱۳۳ای مرا سلسله عشق تو زنجیر برون
  8. شمارهٔ ۱۳۴آن شب که با خیال تو خوش بود حال من
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.