پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم

عضوی از ذکر تو خالی نبود در بدنم

با وجود تو نزیبد به کس اظهار وجود

کز وجودش اثری بیند و گوید که منم

نام شیرین تو چون بر دهنم رفت رواست

شکر و شهد فروریزد اگر از سخنم

نشنوم ناله یک هم‌نفس از شاخ گلی

عندلیبم که به گلزار غریب وطنم

نام لیلی به زبان گویم و لیلی جویم

من که مجنون‌صفت آواره دشت و دمنم

فکند طرح حفا یار محبت گسلم

شکند عهد وفا دلبر پیمان‌شکنم

طرح نوخواهم از اندیشه معمار قضا

که بس آزرده از این تیر‌ه‌سرای کهنم

گر چه از عشق توام ساغر لبریز ولی

می‌خورم که جدا زآن لب شکرشکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰بتی فرنگ‌نژاد از نگارخانه چینم
  2. شمارهٔ ۱۲۱باز چون دیوانه دل را حلقه بر در می‌زنم
  3. شمارهٔ ۱۲۲ای کرده غم عشق تو فارغ ز جهانم
  4. شمارهٔ ۱۲۳بر سرم آید و پرسد به اشارت حالم
  5. شمارهٔ ۱۲۴دل چون جام جهان‌بین ز خدا می‌طلبم
  6. شمارهٔ ۱۲۵گهی بی‌مهری از یار و گه از گردون جفا دیدم
  7. شمارهٔ ۱۲۶مستانه ناگاه از درم خوب آمدی ای محتشم
  8. شمارهٔ ۱۲۷تا به کی مهر ادب بر لب خاموش زنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.