پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

آن چنان عشق تو غالب شده بر جان و تنم

رشته عشق توان ساخت ز تار کفنم

عشقت القا انا الحق کندم زآن که مرا

خویشتن کرده تا کرده بی‌خویشتنم

شور عشق من و حسن تو گرفته است به خلق

زآن که در شهر تو شیرینی و من کوه‌کنم

غم عشقت به دل آخر ز که پنهان دارم

من که در عشق تو افسانه هر مرد و زنم

مر مرا تاریک بود بزم بهشت

گر شود روشن از انوار رخت انجمنم

عهد پیمانه‌کشی بسته‌ام از روز ازل

حاش لله که من آن عهد ازل برشکنم

طایر باغ جنانم نه ز مرغان چمن

گر بنالم غجبی نیست که دور از وطنم

سفلگان پیرو عقلند بده ساقی می

تا که بر طارم اعلی علم عشق زنم

آن نگینم که نه با من بجز از نقش مراد

کو سلیمان که بگیرد ز کف اهرمنم

دید افتاده‌ام از باده خمار‌آلوده

داد ساقی دو سه ساغر ز شراب کهنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹به کوی عشق سحر بی‌خود از شراب شدم
  2. شمارهٔ ۱۲۰بتی فرنگ‌نژاد از نگارخانه چینم
  3. شمارهٔ ۱۲۱باز چون دیوانه دل را حلقه بر در می‌زنم
  4. شمارهٔ ۱۲۲ای کرده غم عشق تو فارغ ز جهانم
  5. شمارهٔ ۱۲۳بر سرم آید و پرسد به اشارت حالم
  6. شمارهٔ ۱۲۴دل چون جام جهان‌بین ز خدا می‌طلبم
  7. شمارهٔ ۱۲۵گهی بی‌مهری از یار و گه از گردون جفا دیدم
  8. شمارهٔ ۱۲۶مستانه ناگاه از درم خوب آمدی ای محتشم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.