پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم

الفت نو به می و ساغر لب‌‍‌ریز کنم

عشق‌ورزی همه گویند به اسلام خطاست

کافرم من اگر از عشق تو پرهیز کنم

گر به صد وادی ایمن گذرم در شب تار

آتش عشق تو را مشعله‌انگیز کنم

گر به زندان بلا رشته جانم گسلد

دست در حلقه آن زلف دل‌آویز کنم

گر از آن لعل لبم بوسه اجازت بخشی

شربت روح ز شهد شکرآمیز کنم

آسمان گر کندم قصد نه جای حذر است

حذر آن به که از آن غمزه خون‌ریز کنم

واعظ از توبه تنها من دیوانه چه سود

گو کند توبه حریفان همه من نیز کنم

کاسه و کوزه تهی آخر وقت صبوح

فکر هشیاری مستان سحرخیز کنم

ساقیا خیل غم از جان به لب آرد چه غمم

همه را چاره به یک ساغر لب‌ریز کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم
  2. شمارهٔ ۱۱۹به کوی عشق سحر بی‌خود از شراب شدم
  3. شمارهٔ ۱۲۰بتی فرنگ‌نژاد از نگارخانه چینم
  4. شمارهٔ ۱۲۱باز چون دیوانه دل را حلقه بر در می‌زنم
  5. شمارهٔ ۱۲۲ای کرده غم عشق تو فارغ ز جهانم
  6. شمارهٔ ۱۲۳بر سرم آید و پرسد به اشارت حالم
  7. شمارهٔ ۱۲۴دل چون جام جهان‌بین ز خدا می‌طلبم
  8. شمارهٔ ۱۲۵گهی بی‌مهری از یار و گه از گردون جفا دیدم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.