پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

باز چون دیوانه دل را حلقه بر در می‌زنم

در هوای عشق چون جبریل شه‌پر می‌زنم

شاه‌باز عرش پروازم همای اوج عشق

وز شعف هر دم معلق چون کبوتر می‌زنم

هر شب اندر خلوت دل از کمال سوز عشق

گرد شمع عارضش پروانه‌سان پر می‌زنم

در طریقت با فسون عقل درماندم ز راه

با جنون عشق اکنون راه دیگر می‌زنم

از کمال حیرت اندر خلوت کروبیان

پای بر فرق ملایک دست بر سر می‌زنم

ز آتش دل کشتی افلاک بر آب افکنم

گرد باد خاک را بر چشم اختر می‌زنم

نشنوم در مسجد از واعظ حدیث خلد حور

باده در میخانه با رند قلندر می‌زنم

من همان رندم که عمری در خرابات مغان

از کف ساقی ترسا جام و ساغر می‌زنم

من که بر خاک در می‌خانه سر بنهاده‌ام

پشت پا بر مسند و بر تخت و افسر می‌زنم

می‌کنم خار حسد از کینه بر چشم حسود

فاش لاف عشق را از آل حیدر می‌زنم

می‌زند هر کس به روز حشر وای خویش

طعن‌ها من بر سگ ملعون و ابتر می‌زنم

این که مستم بینی امروز این چنین فردای حشر

ساغری نیز از کف ساقی کوثر می‌زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳بر سرم آید و پرسد به اشارت حالم
  2. شمارهٔ ۱۲۴دل چون جام جهان‌بین ز خدا می‌طلبم
  3. شمارهٔ ۱۲۵گهی بی‌مهری از یار و گه از گردون جفا دیدم
  4. شمارهٔ ۱۲۶مستانه ناگاه از درم خوب آمدی ای محتشم
  5. شمارهٔ ۱۲۷تا به کی مهر ادب بر لب خاموش زنم
  6. شمارهٔ ۱۲۸منم که مست و خراب از صفای جام الستم
  7. شمارهٔ ۱۲۹من آن مرغ سبک‌روحم که جا در لامکان دارم
  8. شمارهٔ ۱۳۰کو عشق جانانی که من در راهش از جان بگذرم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.