پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم

ای دریغا که به کام دل اغیار شدیم

نه عجب خار گر از صحبت گل گشت عزیز

عجب از ماست که در صحبت گل خار شدیم

تا بر آن صفحه رخسار خطش دایره زد

ما بر آن دایره سرگشته چو پرگار شدیم

قید عشق تو بسی محکم و ما صید ضعیف

آه از این دام بلایی که گرفتار شدیم

بلبلانیم خوش‌آواز که در کنج قفس

دم فروبسته و خاموش ز گفتار شدیم

گرنه پاداش وفا جور و جفا می‌باشد

از چه ما این همه مستوجب آزار شدیم

جمع آسوده‌دلان کو که پریشان باشد

ما چو آشفته از آن طره طرار شدیم

شعله بر خرمن افلاک زنیم از تف آه

ما که از آتش دل برق شرربار شدیم

هوشیاران همه ساغر به مقام خطرند

ما که مستانه برون از در خمار شدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
  2. شمارهٔ ۱۱۴ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۱۵گوشه امن و جام می ماه‌وشی مقابلم
  4. شمارهٔ ۱۱۶بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
  5. شمارهٔ ۱۱۷آن چنان عشق تو غالب شده بر جان و تنم
  6. شمارهٔ ۱۱۸نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم
  7. شمارهٔ ۱۱۹به کوی عشق سحر بی‌خود از شراب شدم
  8. شمارهٔ ۱۲۰بتی فرنگ‌نژاد از نگارخانه چینم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.