پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم

تا نشمری که عشق تو آسان شمرده‌ایم

تا سر نهاده‌ایم به چوگان عشق یار

کوی سعادت از همه آفاق برده‌ایم

روز ازل به یاد خراباتیان عشق

جامی ز دست پیر خرابات خورده‌ایم

ساقی بیار می که به عمر اعتبار نیست

امروز زنده‌ایم و دگر روز مرده‌ایم

چندین بهار آمد و گل‌ها شکفت و ریخت

ما همچنان چو مرغ خزان دل‌فسرده‌ایم

از صد هزار تیغ ستم سر نمی‌کشیم

در راه عشق پای ارادت فشرده‌ایم

ساغر به کوی عشق مگو دست کوتهیم

در خاک پای پیر مغان سرسپرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
  2. شمارهٔ ۱۱۷آن چنان عشق تو غالب شده بر جان و تنم
  3. شمارهٔ ۱۱۸نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم
  4. شمارهٔ ۱۱۹به کوی عشق سحر بی‌خود از شراب شدم
  5. شمارهٔ ۱۲۰بتی فرنگ‌نژاد از نگارخانه چینم
  6. شمارهٔ ۱۲۱باز چون دیوانه دل را حلقه بر در می‌زنم
  7. شمارهٔ ۱۲۲ای کرده غم عشق تو فارغ ز جهانم
  8. شمارهٔ ۱۲۳بر سرم آید و پرسد به اشارت حالم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.