پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم

به کدامین سر سودازده سامان گیرم

کفر زلف تو مرا مایه صد ایمان است

کافرم گر به جز از کفر تو ایمان گیرم

بر من آن تیر که از شست تو بیرون آید

اگر از دل گذرد ور هدف جان گیرم

بامدادان که صبا جانب بستان گیرد

بوی زلفین تو از سنبل و ریحان گیرم

وقت آن شد که چو دیوانه به سودای غمت

رو به صحرا نهم و راه بیابان گیرم

تیغ ابروی تو را گر به کف آرم روزی

خون صد کشته از آن صف ‌زده مژگان گیرم

تا فروغی به دل از دیده جانم برسد

توتیایی ز غبار ره جانان گیرم

من هم آیین نکونامی و تقوی دانم

چه کنم عشق بتان گشته گریبان‌گیرم

دست کوتاه مرا گوشه دامانی کو

تا به صد حسرت از آن گوشه دامان‌گیرم

عشق را عرصه برون است ز معموره عقل

گیرمش تا به ابد حد بیابان گیرم

عهد دل بستگی زهد به ساغر شکنم

بر در میکده پیمانه به پیمان گیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
  2. شمارهٔ ۱۱۳من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
  3. شمارهٔ ۱۱۴ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۱۵گوشه امن و جام می ماه‌وشی مقابلم
  5. شمارهٔ ۱۱۶بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
  6. شمارهٔ ۱۱۷آن چنان عشق تو غالب شده بر جان و تنم
  7. شمارهٔ ۱۱۸نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم
  8. شمارهٔ ۱۱۹به کوی عشق سحر بی‌خود از شراب شدم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.