پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام

پای بر فرق سرافرازی قیصر زده‌ام

گشته‌ام خاک‌نشین بر در میخانه عشق

پشت پا بر حرم و بتکده یکسر زده‌ام

از کف ساقی ترسابچه در بزم حضور

می رنگین‌تری از خون کبوتر زده‌ام

خورده‌ام جام حیات از می خمخانه عشق

طعنه بر چشمه ظلمات سکندر زده‌ام

چه غم از حادثه‌انگیزی توفان بلا

کشتیی را که به دریای تو لنگر زده‌ام

ز وفا پای پس از مرگ به خاکم بگذار

که بسا دست من از عشق تو بر سر زده‌ام

منم آن عاشق دیوانه که از روز ازل

علم عشق تو در گنبد اخضر زده‌ام

ساغر مست و خرابم به خط مفتی عشق

باده در میکده با رند و قلندر زده‌ام

من که اندیشه‌ام از پرسش محشر نبود

دست امید به دامان پیمبر زده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم
  2. شمارهٔ ۱۱۲تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
  3. شمارهٔ ۱۱۳من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
  4. شمارهٔ ۱۱۴ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۱۵گوشه امن و جام می ماه‌وشی مقابلم
  6. شمارهٔ ۱۱۶بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
  7. شمارهٔ ۱۱۷آن چنان عشق تو غالب شده بر جان و تنم
  8. شمارهٔ ۱۱۸نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.