پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

باز مستانه برون از در خمار شدیم

آفت جان و دل مردم هشیار شدیم

از پس پرده پندار چو بیرون گشتیم

پرده‌دار حرم عالم اسرار شدیم

در حریم حرم از سعی صفایی نفزود

زآن به بتخانه مرید بت و زنار شدیم

حاصل خود همه دادیم به سیلاب فنا

فارغ از نیک و بد و اندک و بسیار شدیم

غیر بی‌حاصلی از حاصل اوقات نبود

ای بسا شام و سحر خفته و بیدار شدیم

تا تو را صورت و معنی به هم آمیخته شد

ما به نزهتگه جان صورت دیوار شدیم

بعد عمری که ز هر دام بلایی جستیم

به کمند سر زلف تو گرفتار شدیم

قصه جنت و کوثر به حریفان گفتیم

شرمسار از رخ ساقی و لب یار شدیم

کوکب بخت خود از مشرق ساغر جستیم

شرف طالع هر ثابت و سیار شدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸برخیز تا به راه خرابات پا نهیم
  2. شمارهٔ ۱۰۹تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۱۰گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم
  4. شمارهٔ ۱۱۱بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم
  5. شمارهٔ ۱۱۲تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
  6. شمارهٔ ۱۱۳من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
  7. شمارهٔ ۱۱۴ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۱۵گوشه امن و جام می ماه‌وشی مقابلم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.