پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

با خیالت هر قدم از خویش بیرون رفته‌ام

راه عشقت را نمی‌دانی که من چون رفته‌ام

عاقلان را در ره عشق تو مجنون دیده‌ام

بس به سودای تو در صحرا و هامون رفته‌ام

خفته در منزل چه داند مشکلات راه عشق

راهرو داند که من این راه را چون رفته‌ام

با دل پر درد و روی زرد و چشم خون‌فشان

رفته‌ام تا راه عشق را به قانون رفته‌ام

محرمان کوی لیلی کی ز من یاد آورند

من که در دشت جنون از یاد مجنون رفته‌ام

برق و بارانی که بینی من به خیل اشک و آه

هر شب از بهر شبیخون سوی گردون رفته‌ام

نصرتم بین کز جنون عشق در میدان عقل

با درفش کاوی و جیش فریدون رفته‌ام

چاره‌جویان جمله عاجز مانده از درمان من

با دل پردرد پیش صد فلاطون رفته‌ام

نه فلک در پیش پای همتم یک گام نیست

رهرو عشقم ز ملک عقل بیرون رفته‌ام

حال مستان را ز من ساغر چه می‌پرسی که من

روزگاری هست کز میخانه بیرون رفته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷شب‌ها که با خیال رخت آه می‌کشم
  2. شمارهٔ ۱۰۸برخیز تا به راه خرابات پا نهیم
  3. شمارهٔ ۱۰۹تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۱۰گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم
  5. شمارهٔ ۱۱۱بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم
  6. شمارهٔ ۱۱۲تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
  7. شمارهٔ ۱۱۳من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
  8. شمارهٔ ۱۱۴ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.