پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

آن شب که قرین جام گشتم

بی‌لعل تو تلخ‌کام گشتم

با فکر رخ و خیال زلفت

سرگشته صبح و شام گشتم

آشفته و طیر‌ه‌دل که بینی

زآن طره مشک‌فام گشتم

مشکن پر و بال من که من خود

دانسته اسیر دام گشتم

تا عشق تو آشنای من شد

بیگانه ز ننگ و نام گشتم

چندان رفتم ز یاد صیاد

کافسرده به کنج دام گشتم

در میکده رفتم و چو ساغر

مست می لعل‌فام گشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶باز مستانه برون از در خمار شدیم
  2. شمارهٔ ۱۰۷شب‌ها که با خیال رخت آه می‌کشم
  3. شمارهٔ ۱۰۸برخیز تا به راه خرابات پا نهیم
  4. شمارهٔ ۱۰۹تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۱۰گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم
  6. شمارهٔ ۱۱۱بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم
  7. شمارهٔ ۱۱۲تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
  8. شمارهٔ ۱۱۳من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.