پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

ای از فروغ مهر رخت ماه منفعل

وز شعله جمال تو خورشید مشتعل

کوثر ز شربت لب لعل تو شرمسار

طوبی به اعتدال قد از قامتت خجل

عکس رخت به پرده تصویر فی المثل

نقش نگارخانه چین است یا چگل

با خیل آه تیر تو را می‌کشد ز جان

جانا بیا ببین که چه ها می‌کشم ز دل

شنعت مزن به مستیم ای عقل کز ازل

مفتی عشق کرده به من باده را بجل

روح مجردی ملکی یا فرشته‌ای

هیهات چون تو حورسرشتی ز آب و گل

ساقی بیا و جام صبوح سحر بیار

دارد خمار باده دوشینه‌ام گسل

راح رواح راحت شادی دهد به جان

جام صباح ظلمت غم می‌برد ز دل

دیر و حرم ز حرمت عشقند محترم

ورنه چه حاصل از شرف خاک و خشت و گل

ساغر هوای بوالهوسی کن ز سر برون

دامان عشق آل علی را ز کف مهل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳ایام عمر می‌شمرد دور ماه و سال
  2. شمارهٔ ۱۰۴آن شب که قرین جام گشتم
  3. شمارهٔ ۱۰۵با خیالت هر قدم از خویش بیرون رفته‌ام
  4. شمارهٔ ۱۰۶باز مستانه برون از در خمار شدیم
  5. شمارهٔ ۱۰۷شب‌ها که با خیال رخت آه می‌کشم
  6. شمارهٔ ۱۰۸برخیز تا به راه خرابات پا نهیم
  7. شمارهٔ ۱۰۹تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۱۰گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.