پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

ای عارض تو رشک پری غیرت ملک

نازد ملک به حسن و جمال تو در فلک

ای جا گرفته در دلم از دل عزیزتر

هستی به من چو دیده و در دیده مردمک

زلفت به ماه روی تو چون ابر و مشتری

رویت میان خال و خط آن ماه مشترک

دشنام تلخ از آن لب شیرین مگو به غیر

ای جنگ‌جو مریز به زخم دلم نمک

من در مقام طی طریق وفای دوست

استاده‌ام به پای یقین بی‌گمان و شک

هر بامداد می‌گذری از دیار یار

ای پی‌خجسته به پیک صبا لیتنی معک

آن ابر تیره دود دل عاشقی بود

کز سوز عشق سوی سما گشته از سمک

می خور به دور ساغر و فرخنده دار دل

تا چند خون دل خوری از گردش فلک

نام خودت به دفتر عشاق ثبت کن

زآن پیش کز جریده عالم کنند حک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲نه واعظ و نه محتسب آن جا نه قال و قیل
  2. شمارهٔ ۱۰۳ایام عمر می‌شمرد دور ماه و سال
  3. شمارهٔ ۱۰۴آن شب که قرین جام گشتم
  4. شمارهٔ ۱۰۵با خیالت هر قدم از خویش بیرون رفته‌ام
  5. شمارهٔ ۱۰۶باز مستانه برون از در خمار شدیم
  6. شمارهٔ ۱۰۷شب‌ها که با خیال رخت آه می‌کشم
  7. شمارهٔ ۱۰۸برخیز تا به راه خرابات پا نهیم
  8. شمارهٔ ۱۰۹تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.