پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

با مهر عارضش چو قرین اوفتاد زلف

بنیاد عاشقان همه بر باد داد زلف

زآن عقده‌های عهد که بستیم‌ بارها

چندین هزار عقده ز کارم گشاد زلف

پیچیده خم به خم به هم از غایت غرور

بر کنج حسن افعی افعی نژاد زلف

چون پادشاه زنگ به بتخانه فرنگ

در تخت لعل‌رنگ ز مادر بزاد زلف

در کار زلف باد سحر آنچه خواست کرد

تا بنگری چه ها کند آخر به باد زلف

ز افتادگی به صفحه رخسار تکیه داشت

وز سرکشی کنون به کف پا فتاد زلف

عهد قرار داشت دل از بی‌قراریش

دردا قرار عهد به یک سو نهاد زلف

تنها همین نه رشته جان‌ها ز هم گسیخت

از دل هزار سلسله بر باد داد زلف

تا خواست عارضش خط دیباچه بیاض

از مشک سود صفحه گل را سواد زلف

ساغر ز نامرادی دل کام جان مخواه

کس را به دوزخیش نبخشد مراد زلف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف
  2. شمارهٔ ۹۶بر دیر و حرم عشق بود راهبر عشاق
  3. شمارهٔ ۹۷اوقد النیران فی قلبی بایام الفراق
  4. شمارهٔ ۹۸روز ازل نوشت قضا چون برات عشق
  5. شمارهٔ ۹۹دل پاک و دیده پاک و قدح پاک و باده پاک
  6. شمارهٔ ۱۰۰ای عارض تو رشک پری غیرت ملک
  7. شمارهٔ ۱۰۱ای از فروغ مهر رخت ماه منفعل
  8. شمارهٔ ۱۰۲نه واعظ و نه محتسب آن جا نه قال و قیل
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.