پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

ما و سفال میکده جمشید و جام خویش

ما برده‌ایم قرعه دولت به نام خویش

ساقی به دور لاله زمانی به گردش آی

کز گردش زمانه کشیم انتقام خویش

نام‌آوران عشق تو گم‌نام عالمند

مردان عشق ننگ شمارند نام خویش

بگذار کام خویشتن ای دل که در جهان

ناکام گوی عشق گرفته است کام خویش

ای محتسب تو زحمت بیهوده می‌کشی

ما خود زدیم سنگ ملامت به جام خویش

زاه به من تو خرقه تقوی نشان مده

بر چین ز راه رند خرابات دام خویش

ای دل برون خرام و جهان‌ بین و جان طلب

مرغ شکسته‌بال بود مرغ بام خویش

یا جان دهیم یا به وصال تو می‌رسیم

یا سر نهیم در سر سودای خام خویش

کو آسمان به خلق نماید ملال عید

ما دیده‌ایم طلعت ماه تمام خویش

بی‌قدر بنده‌ام که به هیچم نمی‌خرند

گر خواجه‌ام به هیچ فروشد غلام خویش

ناکامیم چو کام سپهر است و دور او

یا رب سپهر کاش نگردد به کام خویش

صوفی ز صدر مصطبه پوید به لا مکان

ساغر به کنج میکده جوید مقام خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲یار چون سست گشت پیمانش
  2. شمارهٔ ۸۳دل خلق جهان پریشانش
  3. شمارهٔ ۸۴سر چو گوی افکنم به میدانش
  4. شمارهٔ ۸۵همین نه مستی و عشق است باده راز خواص
  5. شمارهٔ ۸۶مرا دلی‌ست پر از عشق و خالی از اغراض
  6. شمارهٔ ۸۷حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط
  7. شمارهٔ ۸۸دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظ
  8. شمارهٔ ۸۹سلطان دادگستر عشق جهان مطاع
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.