پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

خوش است باده دلکش ز دست ساقی مه‌وش

ز دست ساقی مه‌وش خوش است باده دلکش

به یک ترانه مطرب که زد به پرده عشاق

به گوش هوش من آمد هزار نغمه دلکش

مقام شیخ و برهمن حریم کعبه و دیر است

مقیم درگه عشقند عاشقان بلاکش

به هیچ سلسله مجنون عشق بند نگردد

مگر به سلسله زلف آن نگار پری‌وش

به حلق و حال کجا مه کشیده کلک مصور

به خط و خال که دیده‌است آفتاب منقش

مگر ز زلف پریشان یار داشت حکایت

که آمد از سر کویش نسیم صبح مشوش

هزار سیل بلا نشمرم به قطره آبی

روم به ورطه عشق تو چون خلیل بر آتش

ز کیمیا چه زند دم کسی به بوته عشقش

هنوز چون زر خالص نگشته قلب دل از غش

زمانه گر بگذارد همین بس است به ساغر

شراب و خلوت انس و حریف ساقی سرخوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱ما گذشتیم به عشقت ز مراد دل خویش
  2. شمارهٔ ۸۲یار چون سست گشت پیمانش
  3. شمارهٔ ۸۳دل خلق جهان پریشانش
  4. شمارهٔ ۸۴سر چو گوی افکنم به میدانش
  5. شمارهٔ ۸۵همین نه مستی و عشق است باده راز خواص
  6. شمارهٔ ۸۶مرا دلی‌ست پر از عشق و خالی از اغراض
  7. شمارهٔ ۸۷حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط
  8. شمارهٔ ۸۸دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظ
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.