پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

همین نه مستی و عشق است باده راز خواص

که بس خواص دگر بخشد او ولی به خواص

بیار قلب محبت به کارخانه عشق

که کیمیا شوی آنگاه و (؟) ز رصاص

بود که گوهر یکدانه‌ای برون آریم

که عشق بحر محیط است و ما در او غواص

چگونه نگسلدم دل کمند عقل که عشق

مرا به گردن جان بسته رشته اخلاص

به شرع عشق مباح است خون کشته دوست

بکش مرا که به خون مباح نیست قصاص

به ملک نیستی از دوست کامران گردی

چو عشق و مستیت از هستیت نمود خلاص

به قرب صومعه زاهد اگر ز خاصان است

حریم میکده را ساغر است محرم خاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط
  2. شمارهٔ ۸۸دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظ
  3. شمارهٔ ۸۹سلطان دادگستر عشق جهان مطاع
  4. شمارهٔ ۹۰خزان رسید به گلزارش از بهار دریغ
  5. شمارهٔ ۹۱نوبهار است و فصل باده و باغ
  6. شمارهٔ ۹۲دام بلاست این تن خاکی ز جان دریغ
  7. شمارهٔ ۹۳با مهر عارضش چو قرین اوفتاد زلف
  8. شمارهٔ ۹۴ای عاشقان روی تو از قاف تا به قاف
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.