پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظ

که علم عشق معانی‌ست مابقی الفاظ

ز درس عشق چو استاد چند لفظم خواند

هزار دفتر معنی گشود از آن الفاظ

زهی کمال که حفظ نکات آیه نور

ز خط صفحه رویت کنند اگر حفاظ

به چشم جادوی خون‌ریز ترک مست نگر

که ریخت خون من آن دل‌سیه به نیم لحاظ

مگو به میکده مستان به خواب و بی‌خبرند

که گفته پیر مغانم رقودهم ایقاظ

حدیث عشق رخش بی‌حفاظ گو ساغر

که مست بزم حضوری تو مست را چه حفاظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰خزان رسید به گلزارش از بهار دریغ
  2. شمارهٔ ۹۱نوبهار است و فصل باده و باغ
  3. شمارهٔ ۹۲دام بلاست این تن خاکی ز جان دریغ
  4. شمارهٔ ۹۳با مهر عارضش چو قرین اوفتاد زلف
  5. شمارهٔ ۹۴ای عاشقان روی تو از قاف تا به قاف
  6. شمارهٔ ۹۵دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف
  7. شمارهٔ ۹۶بر دیر و حرم عشق بود راهبر عشاق
  8. شمارهٔ ۹۷اوقد النیران فی قلبی بایام الفراق
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.