پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

چه زنم با تو من ای ترک دم از صلح و ستیز

نه مرا طاقت میدان تو نه پای گریز

به رخت طره مشکین بود آن غالیه‌سای

یا مگر نافه چین است به گل عنبربیز

فتنه گردش گردون شد اگر شهرآشوب

بر من از روز ازل عشق تو شد شورانگیز

ساربان چون نبرد راه به سر منزل عشق

گاه بر ملک عراقم کشد و گه به حجیز

قصه زلف دراز تو نگفتیم شبی

همه بیهوده نمودیم تلف عمر عزیز

من و بی‌رنگ ریا دامن آلوده دلق

زاهد و خرقه سالوس و لباس پرهیز

می‌ندانم به چه روی به رویت آیم

که ندارم به کف از هیچ رهی دست‌آویز

برو ای شیخ که ما را به تولای علی

نیست هرگز به دل اندیشه‌ای از رستاخیز

نکند دل طمع شربت شیرین ساغر

تا مرا باده تلخ است به جان شهدآمیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳سحرگه که زند پیر دیر بر ناقوس
  2. شمارهٔ ۷۴بگذر ای ناصح ز پندم بس کن این افسانه بس
  3. شمارهٔ ۷۵من از خمخانه دیدم آن چه موسی دید در طورش
  4. شمارهٔ ۷۶تعالی الله زهی طالع که دیدم روی نیکویش
  5. شمارهٔ ۷۷شب تا سحر به یاد رخ و زلف یار خویش
  6. شمارهٔ ۷۸صبا آهسته‌تر بگذر ز چین زلف مشکینش
  7. شمارهٔ ۷۹خوش است باده دلکش ز دست ساقی مه‌وش
  8. شمارهٔ ۸۰ما و سفال میکده جمشید و جام خویش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.