پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

هزار شکل که از فضل کردگار ودود

به وصل یار بدیدیم چهره مقصود

چو سوز عشق نباشد ز پارسا چه بود

که شامگه به رکوع است و صبحدم به سجود

به جاه و سلطنت و پایه دوری از مقصد

اذا الزمت بهون الهوی هو المقصود

قبول عشق تو افتاده‌ام ز بخت سعید

زهی سعادت اقبال و طالع مسعود

روم به داغ غمت کز نخست آمده‌ام

به داغ عشق تو چون لاله از عدم به وجود

هر آن شبی که هم‌آغوش با خیال توام

‌به صبح هم‌نفس آیم ز بوی عنبر و عود

چه نسبت است به خوبان تو را که مادر دهر

به عمر خویش نیاورده چون تویی مولود

مرا ز آتش نمرود و عشق باکی نیست

خلیل‌وار روم من بر آتش نمرود

قبول صومعه‌داران نباشم ار سهل است

مباد از در پیر مغان شوم مردود

مگو ز دایره کفر خارج است ایمان

مگو ز حلقه ایجاد نیست گبر و یهود

دلم گرفته شد از پند ناصح نادان

کجاست ساقی و ساغر کجاست بربت و عود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶تا چند گردش فلکم قصد جان کند
  2. شمارهٔ ۶۷بوسی ز شهد لعل لبت از شکر لذیذ
  3. شمارهٔ ۶۸مستانه برون آمد دی مغ‌بچه از دیر
  4. شمارهٔ ۶۹دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر
  5. شمارهٔ ۷۰در غربتم شکیب نماند از دیار و یار
  6. شمارهٔ ۷۱چه زنم با تو من ای ترک دم از صلح و ستیز
  7. شمارهٔ ۷۲نظر به حال من و دل نکرد یار امروز
  8. شمارهٔ ۷۳سحرگه که زند پیر دیر بر ناقوس
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.