پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

مستانه برون آمد دی مغ‌بچه از دیر

گفتم که بود در دیر گفتا که منم لاغیر

گفتم که مرا کاری‌ست با مغ‌بچه و دیرش

گفتا که کرم فرما این مغ‌بچه و این دیر

تا شب همه شب آنجا حیرت‌زده گردیدم

هم مغ‌بچه را دیدم سیاره‌صفت در سیر

گفتم برسان دستی گفتا که مگر مستی

بگریخت چو مست از من بگرفت هوا چون طیر

گفتم که فتوحم بخش گفتا که رواحت خوش

گفتم که صبوحم ده گفتا که صباحت خیز

گفتم چه کنم گفتا پیمانه وحدت را

از ساغر خود پیما پیمانه مگیر از غیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰در غربتم شکیب نماند از دیار و یار
  2. شمارهٔ ۷۱چه زنم با تو من ای ترک دم از صلح و ستیز
  3. شمارهٔ ۷۲نظر به حال من و دل نکرد یار امروز
  4. شمارهٔ ۷۳سحرگه که زند پیر دیر بر ناقوس
  5. شمارهٔ ۷۴بگذر ای ناصح ز پندم بس کن این افسانه بس
  6. شمارهٔ ۷۵من از خمخانه دیدم آن چه موسی دید در طورش
  7. شمارهٔ ۷۶تعالی الله زهی طالع که دیدم روی نیکویش
  8. شمارهٔ ۷۷شب تا سحر به یاد رخ و زلف یار خویش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.