پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر

بر آن سرم که چو دیوانه بگسلم زنجیر

ز قیل و قال ملولم خوشم به ناله چنگ

که قول حق شنوم از ترانه بم و زیر

چه نقش‌ها که ز یک موج زد به پرده آب

فدای جنبش دریای عشق عالم‌گیر

مبین به طاعت زاهد که شب نهان دارد

به زیر جامه سالوس خرقه تزویر

به کار خود ز فروماندگان حیرانم

به کوی یار غریبم به دست عشق اسیر

علاج عشق به تدبیر عقل ممکن نیست

کسی نکرده به تدبیر پاره تقدیر

بنال شام و سحر زآن که کار کس نگشود

مگر ز آه سحرگاه و ناله شب‌گیر

طمع ز خلق ببر حاجت از خدا بطلب

که قادر است و سمیع است و عالم است و نصیر

اگر ز عمر جوانی تمتعی خواهی

به جان و دل بشنو جان من نصیحت پیر

کسی ز منزل جانان به حیله جان نبرد

که خاک کوی وفا منزلی‌ست دامن‌گیر

ز خاک کوی تو حاشا که روی برتابم

اگر کشند به تیغم و گر زنند به تیر

برو ادیب به اهل صلاح قصه بخوان

که نیست ساغر از این مهملات پندپذیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱چه زنم با تو من ای ترک دم از صلح و ستیز
  2. شمارهٔ ۷۲نظر به حال من و دل نکرد یار امروز
  3. شمارهٔ ۷۳سحرگه که زند پیر دیر بر ناقوس
  4. شمارهٔ ۷۴بگذر ای ناصح ز پندم بس کن این افسانه بس
  5. شمارهٔ ۷۵من از خمخانه دیدم آن چه موسی دید در طورش
  6. شمارهٔ ۷۶تعالی الله زهی طالع که دیدم روی نیکویش
  7. شمارهٔ ۷۷شب تا سحر به یاد رخ و زلف یار خویش
  8. شمارهٔ ۷۸صبا آهسته‌تر بگذر ز چین زلف مشکینش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.