پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

چه حالتی‌ست که بر ما ز عشق روی نمود

چه عشق بود که ما را دگر ز ما بربود

فدای آن بت مه طلعتم که از سر ناز

هزار عقده ز کارم به یک کرشمه گشود

کمان عقل و دل و دین دگر به ما نبرند

به راه عشق نهادیم هر چه بود و نبود

حکایت من و ناصح چو آب و مستسقی‌ست

که هرچه گفت فزون‌تر مرا به عشق فزود

بر آتش غم عشق تو سوختیم و نشد

که دم زنیم دمی یا دمی برآید دود

به گرد غافله عشق می‌رسد هیهات

هر آن که بادیه طی کرد و منزلی پیمود

شب است و بیم خطر راه دور و منزل سخت

هنوز گام نخست است و پای من فرسود

بیار باده و بگذر ز حادثات جهان

که تا کنون چه شد و بعد از این چه خواهد بود

خدنگ غمزه خون‌خوار یار می‌گذرد

زره بسازد اگر کس ز آهن داوود

وفا سرشت ز خوبان که در جهان گویند

یکی ایاز درآمد به طالع محمود

رسد لبم به لبی عاقبت که مشت گلم

‌به دست باده‌فروشی پیاله خواهد بود

در آن مقام که پیر مغان کرم می‌کرد

به یاد عشق به ما نیز ساغری پیمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد
  2. شمارهٔ ۶۶تا چند گردش فلکم قصد جان کند
  3. شمارهٔ ۶۷بوسی ز شهد لعل لبت از شکر لذیذ
  4. شمارهٔ ۶۸مستانه برون آمد دی مغ‌بچه از دیر
  5. شمارهٔ ۶۹دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر
  6. شمارهٔ ۷۰در غربتم شکیب نماند از دیار و یار
  7. شمارهٔ ۷۱چه زنم با تو من ای ترک دم از صلح و ستیز
  8. شمارهٔ ۷۲نظر به حال من و دل نکرد یار امروز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.