پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد

خاک حسرت ز فراق تو به سر خواهم کرد

از درت خون دل از دیده روان خواهم رفت

عاشقان را ز جفای تو خبر خواهم کرد

شب گور است و سحرگاه قیمت ز پیش

آن شب هجر که دور از تو سحر خواهم کرد

خویشتن را به غم رندی و رسوایی و عشق

در همه انفس و آفاق سمر خواهم کرد

تو کمان‌ابروی شوخی و به جولانگه ناز

تیر مژگان تو را دیده سپر خواهم کرد

همه اوضاع دو عالم به من ار دست دهد

هر چه جز دوست بود قطع نظر خواهم کرد

عشق را خانه دگرگونه بنا خواهم ساخت

مسجد و میکده را زیر و زبر خواهم کرد

گر گذارم به سر کوی خرابات افتد

توده خاک درش کحل بصر خواهم کرد

منم آن عاشق بی‌باک که از مستی عشق

هر چه ناصح دهدم پند بتر خواهم کرد

چون وصالت به من از هیچ رهی ممکن نیست

غم هجران تو را فکر دگر خواهم کرد

ناله زار دلم گفت که امشب به دلش

گر چه از سخره بود سخت اثر خواهم کرد

بی‌تو ای دوست به خمخانه غم ساغر خویش

پر ز خوناب دل و خون جگر خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷بوسی ز شهد لعل لبت از شکر لذیذ
  2. شمارهٔ ۶۸مستانه برون آمد دی مغ‌بچه از دیر
  3. شمارهٔ ۶۹دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر
  4. شمارهٔ ۷۰در غربتم شکیب نماند از دیار و یار
  5. شمارهٔ ۷۱چه زنم با تو من ای ترک دم از صلح و ستیز
  6. شمارهٔ ۷۲نظر به حال من و دل نکرد یار امروز
  7. شمارهٔ ۷۳سحرگه که زند پیر دیر بر ناقوس
  8. شمارهٔ ۷۴بگذر ای ناصح ز پندم بس کن این افسانه بس
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.