پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد

بحمدالله که نخل آرزو آخر به بار آمد

پس از عمری که خون از جویبار دل روان کردم

عجب نبود مرا گر سروقدی برکنار آمد

دلم نگشود هرگز بی‌تو از سیر گل و گلشن

که گل بی‌طلعت روی توام بردیده خار آمد

گذر کرده است گویا زآن سر زلف پریشانش

نسیم صبحدم آشفته‌حال و بی‌قرار آمد

جهان یکسر عبیرآمیز و عنبربیز شد یا رب

شمیم زلف او یا نافه چین از تتار آمد

خدنگ غمزه جادو ز شست آن کمان‌ابرو

تعالی الله که از هر سو به جانم یادگار آمد

حریف و شاهد و ساقی ندیم و مطرب و می کو

که وقت سیر صحرا و تماشای بهار آمد

ز کید روزگار و فتنه گردون چه غم دیگر

که ساغر پر ز می گردید وقتی غم‌گسار آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴هزار شکل که از فضل کردگار ودود
  2. شمارهٔ ۶۵از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد
  3. شمارهٔ ۶۶تا چند گردش فلکم قصد جان کند
  4. شمارهٔ ۶۷بوسی ز شهد لعل لبت از شکر لذیذ
  5. شمارهٔ ۶۸مستانه برون آمد دی مغ‌بچه از دیر
  6. شمارهٔ ۶۹دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر
  7. شمارهٔ ۷۰در غربتم شکیب نماند از دیار و یار
  8. شمارهٔ ۷۱چه زنم با تو من ای ترک دم از صلح و ستیز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.