فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۶۱ به قدر دستگه پامال حب مال خواهی شد
- شمارهٔ ۶۶۲ صید خلق اهل ریا در گوشه گیری دیده اند
- شمارهٔ ۶۶۳ سوار ابلق لیل و نهار خود باشد
- شمارهٔ ۶۶۴ چو مهر دوست مرا در حریم جان تابد
- شمارهٔ ۶۶۵ آیینه با وقار تو سیماب می شود
- شمارهٔ ۶۶۶ از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
- شمارهٔ ۶۶۷ اگر غبار ره یار می توانی شد
- شمارهٔ ۶۶۸ شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
- شمارهٔ ۶۶۹ سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
- شمارهٔ ۶۷۰ آن دم که باده کلفتم از سینه می برد
- شمارهٔ ۶۷۱ خط به گرد عارضش گرد شمیم گل بود
- شمارهٔ ۶۷۲ شب که در ساغر شراب ارغوان افکنده بود
- شمارهٔ ۶۷۳ دایما خون دلم زان زلف و کاکل میچکد
- شمارهٔ ۶۷۴ عیار ناقصان از فکر کامل می تواند شد
- شمارهٔ ۶۷۵ غمی به خاطرم از بیش و کم نمی آید
- شمارهٔ ۶۷۶ چو انگشتان نایی دایما در رقص می آید
- شمارهٔ ۶۷۷ تا چند رود دل پی کاری که ندارد
- شمارهٔ ۶۷۸ دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
- شمارهٔ ۶۷۹ لب خندان به تو ای غنچه دهن بخشیدند
- شمارهٔ ۶۸۰ دگر بوی کبابم از دل آواره می آید
- شمارهٔ ۶۸۱ دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گردد
- شمارهٔ ۶۸۲ دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
- شمارهٔ ۶۸۳ هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود
- شمارهٔ ۶۸۴ به شوخی برق را راه تپش بر بال و پر بندد
- شمارهٔ ۶۸۵ دل را به قدر خمکده ها جوش داده اند
- شمارهٔ ۶۸۶ تنها نه همین یارم گوش سبکی دارد
- شمارهٔ ۶۸۷ نه آسان زان سر کو عاشق بیدل برون آید
- شمارهٔ ۶۸۸ نیکی به خلق چرخ زبرجد نمی کند
- شمارهٔ ۶۸۹ گر از بحرین چشمم ابر نیسان مایه ور می شد
- شمارهٔ ۶۹۰ تا دلم هنگامهٔ مهر و وفا را گرم کرد
- شمارهٔ ۶۹۱ قهقهه خنده مرا در غم او ناله بود
- شمارهٔ ۶۹۲ با همه اعضا مرا چون ابر گریان ساختند
- شمارهٔ ۶۹۳ اشک ما موج شراب دل بود
- شمارهٔ ۶۹۴ هر که چون صبح خودنمایی کرد
- شمارهٔ ۶۹۵ در این زمانه کسی نیست رو به من خندد
- شمارهٔ ۶۹۶ آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود
- شمارهٔ ۶۹۷ با چمن دوش به شوخی چه اداها میکرد
- شمارهٔ ۶۹۸ کدامین شب به خواب آن روی خندانم نمیآید
- شمارهٔ ۶۹۹ وای بر دیده اگر محو بدایع نشود
- شمارهٔ ۷۰۰ اشتیاقم جام می را جان تصور می کند
- شمارهٔ ۷۰۱ سخن سازی چو چشم یار در دنیا نمی باشد
- شمارهٔ ۷۰۲ قصیده ای که درآن مدح مرتضی نبود
- شمارهٔ ۷۰۳ آه ما کی در شب هجرت فلک پیما نشد
- شمارهٔ ۷۰۴ ز رنگ چهره ام بوی بهار درد می آید
- شمارهٔ ۷۰۵ چه جورها که غمت با دل تباه نکرد
- شمارهٔ ۷۰۶ از نخستم تن ز درد عشق غم فرسوده بود
- شمارهٔ ۷۰۷ آشنا با عشق اگر شد عقدهٔ دل وا شود
- شمارهٔ ۷۰۸ اضطرابی دارم از آرام شوخ و شنگ تر
- شمارهٔ ۷۰۹ روم از خویشتن دنبال دلدار
- شمارهٔ ۷۱۰ ای ز فیض لطف عامت گشته خون ناب شیر
- شمارهٔ ۷۱۱ فصل بهاران شده ساغر بگیر
- شمارهٔ ۷۱۲ غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر
- شمارهٔ ۷۱۳ گرچه از موج هوا چین بر جبین دارد بهار
- شمارهٔ ۷۱۴ نونهالم را ز بس بگذاشت بر شوخی مدار
- شمارهٔ ۷۱۵ بی ذکر تو نیکو نبود پیشهٔ دیگر
- شمارهٔ ۷۱۶ به بیخودی شد از آن همزبان من تصویر
- شمارهٔ ۷۱۷ می رباید خط روی لاله گونم بیشتر
- شمارهٔ ۷۱۸ گریم ز هجر آن گل رو چون سحاب وار
- شمارهٔ ۷۱۹ بی جلوهٔ روی تو نظر بسته نکوتر
- شمارهٔ ۷۲۰ از گل داغ جنون دارم بهاری در نظر
متن اشعار به نقل از گنجور.