پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۰

ای ز فیض لطف عامت گشته خون ناب شیر

از چه در کامم چو طفل غنچه شد خوناب شیر

آه سردم کرده از یاد بناگوشت چو ماه

هر سحر در ساغر خورشید عالمتاب شیر

پیش از این گر ما در ایام شیر آب داشت

می کند در دور ما لب تشنگان در آب شیر

تا برات روزی ام بر ما در ایام شد

غنچه آسا گشت در پستان او خوناب شیر

این به طور آن غزل جویا که تمکین گفته است

من ز طفلی خورده ام در ساغر گرداب شیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۲غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر
  2. شمارهٔ ۷۱۳گرچه از موج هوا چین بر جبین دارد بهار
  3. شمارهٔ ۷۱۴نونهالم را ز بس بگذاشت بر شوخی مدار
  4. شمارهٔ ۷۱۵بی ذکر تو نیکو نبود پیشهٔ دیگر
  5. شمارهٔ ۷۱۶به بیخودی شد از آن همزبان من تصویر
  6. شمارهٔ ۷۱۷می رباید خط روی لاله گونم بیشتر
  7. شمارهٔ ۷۱۸گریم ز هجر آن گل رو چون سحاب وار
  8. شمارهٔ ۷۱۹بی جلوهٔ روی تو نظر بسته نکوتر
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.