پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۹

بی جلوهٔ روی تو نظر بسته نکوتر

راه نگاه دیدهٔ تر بسته نکوتر

ناداری ما به بود از بخل توانگر

دست تهی از کیسهٔ سربسته نکوتر

افتد به جهان شور ز شیرینی حرفت

ای پسته دهن نطق تو بر بسته نکوتر

بی دیدن دیدار تو چون دیدهٔ ساغر

راه نظر از خون جگر بسته نکوتر

جویا مکن از جور فلک شکوه که خان گفت:

‏«نگشودن این حقهٔ سربسته نکوتر»‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۱شد دل دریا کنارم ته همین از چشم تر
  2. شمارهٔ ۷۲۲اگر از سوز عشقت سوخت دل دیوانه‌ای کمتر
  3. شمارهٔ ۷۲۳پای هر نخلی که بوسیدم به دوران بهار
  4. شمارهٔ ۷۲۴باشد ارباب رعونت را ز بی مغزی غرور
  5. شمارهٔ ۷۲۵کار دنیا فکر ای دانا ندارد اینقدر
  6. شمارهٔ ۷۲۶نباشد غیر عشق نیکوانم پیشهٔ دیگر
  7. شمارهٔ ۷۲۷آب از گداز دل نخورد سرو آه اگر
  8. شمارهٔ ۷۲۸از ازل بی وحشتی نبود دل ما را قرار
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.