پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۸

از ازل بی وحشتی نبود دل ما را قرار

طفل ما نگرفته جز در دامن صحرا قرار

دشمن هر کس به قدر خواهش او می شود

از نخستین خلق را اینست با دنیا قرار

اضطراب عشق ماند جوهر شمشیر را

بیقراری بسکه بگرفته ست در دلها قرار

مست من از بسکه بیرون گرد و شوخ افتاده است

گر شرر گردد نگیرد در دل خارا قرار

کم نشد نام خدا از شوخی او ذره ای

یک قلم با آنکه چشمش برده از دلها قرار

شوخی آهم شکوه حسن را درهم شکست

می برد جویا نسیمی از دل دریا قرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۰نیست جز افغان مرا در بزم آن مکار کار
  2. شمارهٔ ۷۳۱به فکر نام مباش اینقدر همین زنهار
  3. شمارهٔ ۷۳۲چون شود محو از دل خاکی سرشت ما غبار؟
  4. شمارهٔ ۷۳۳یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار
  5. شمارهٔ ۷۳۴گذشتم از سر عشقت من و خیال دگر
  6. شمارهٔ ۷۳۵آمدی مستانه و گل گل طرب دارد بهار
  7. شمارهٔ ۷۳۶دلم از هجر تو خون است امروز
  8. شمارهٔ ۷۳۷عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.