پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۰

نیست جز افغان مرا در بزم آن مکار کار

همچو آن بلبل که نالان است در گلزار زار

آه کامشب مانع نظاره شد در بزم وصل

پردهٔ چشم از غبار خاطرم دیواروار

شور دارد شوخی و بیتابی و ناز و نیاز

خاصه عشق ساده لوح ار باشد و عیار یار

بی گل رویی نگه در دیده سنگینی کند

بی می صافست هر دل ابر گوهر بار بار

ساغر صهبا به رنگ گل بخندد قاه قاه

شیشهٔ می هر قدر گرید به محفل زار زار

شرح پیچ و تاب زلفش گر نویسد خامه ام

می نماید دور ازو در دیده ام طومار مار

بی تکلف ته قدم در محفلم جویا که هست

می مهیا و مغنی حاضر و تیار یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۲چون شود محو از دل خاکی سرشت ما غبار؟
  2. شمارهٔ ۷۳۳یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار
  3. شمارهٔ ۷۳۴گذشتم از سر عشقت من و خیال دگر
  4. شمارهٔ ۷۳۵آمدی مستانه و گل گل طرب دارد بهار
  5. شمارهٔ ۷۳۶دلم از هجر تو خون است امروز
  6. شمارهٔ ۷۳۷عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز
  7. شمارهٔ ۷۳۸چشم آینه پرآب است از مثال من هنوز
  8. شمارهٔ ۷۳۹دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.