پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۷

عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز

تنگ دارد شوق آغوشش در آغوشم هنوز

بر زمین ناید غبار من ز دوش گردباد

بیقرار گردش آن چشم می نوشم هنوز

ای صبا مشت غبارم را به چشم کم مبین

از هواداران آن سرو قباپوشم هنوز

بر نمی خیزد غبارم ای نسیم از روی خاک

دست و پا گم کردهٔ آن چشم می نوشم هنوز

با وجود وصل ای جویا به رنگ زلف او

تیره روز از عشق آن صبح بناگوشم هنوز

نشکفته غنچه ای ز نسیم سحر هنوز

نگشاده است مرغ دلم بال و پر هنوز

صد منزل از قلمرو عنقا گذشته ایم

ناکرده نیم گام هم از خود سفر هنوز

گشتیم خاک راه و به بزمت ز آه ما

پیچیده است بوی کباب جگر هنوز

با آنکه سیل گریهٔ تلخم ز سر گذشت

لعلت بود زخندهٔ نهان در شکر هنوز

در خاک بیقرار چو مویی در آتشم

در پیچ و تاب داردم آن خوش کمر هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۹دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
  2. شمارهٔ ۷۴۰صبح شد ساقی همان مستی شب دارم هنوز
  3. شمارهٔ ۷۴۱شد از نگاه که آشفته یار ما امروز
  4. شمارهٔ ۷۴۲مردم و مهر ترا در دل نهان دارم هنوز
  5. شمارهٔ ۷۴۳در دامن دل اشک ز مژگان تر انداز
  6. شمارهٔ ۷۴۴نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است باز
  7. شمارهٔ ۷۴۵فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروز
  8. شمارهٔ ۷۴۶مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.