پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۰

صبح شد ساقی همان مستی شب دارم هنوز

خنده ها بر گریه های بی سبب دارم هنوز

غنچه گر دارد مرا گردون ز دلتنگی چه باک

خندهٔ بی اختیار زیر لب دارم هنوز

می کند با عشق، دل زورآزماییها هنوز

می رود دست و بغل چون موج با دریا هنوز

ضعف پیری شوق عشق و عاشقی از دل نبرد

می گشاید شیشه ام آغوش بر خارا هنوز

رنگ رعنایی که سرو جنت از وی برده فیض

بر زمین از سایهٔ خود ریزد آن بالا هنوز

ساقی از جام می اش مشت گلابی برفشان

شوخی او خفته در آغوش استغنا هنوز

می زند با قامت آن شوخ لاف همسری

شرم ناید سرو را با آن قد و بالا هنوز

رفت جویا آن گل رو از نظر زان رو مراست

مردمک چون لاله داغ چشم خون بالا هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۲مردم و مهر ترا در دل نهان دارم هنوز
  2. شمارهٔ ۷۴۳در دامن دل اشک ز مژگان تر انداز
  3. شمارهٔ ۷۴۴نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است باز
  4. شمارهٔ ۷۴۵فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروز
  5. شمارهٔ ۷۴۶مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز
  6. شمارهٔ ۷۴۷به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز
  7. شمارهٔ ۷۴۸غیر از ایام وصال بت دلخواه مپرس
  8. شمارهٔ ۷۴۹معنیی گر هست با رند می آشام است و بس
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.