پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۹

معنیی گر هست با رند می آشام است و بس

چشم بیداری و به عالم گر بود جام است و بس

جاده ها دور از خرامش سینه چاک افتاده اند

کامیاب از پای بوس او لب بام است و بس

بهر دولت بگذرانی از چه بی آرام عمر

دولتی گر هست عمر من در آرام است و بس

قامتش از شیوه های دلبری مجموعه ایست

سرو را رعنایی از بالای اندام است و بس

باده نوشی بیشتر دل را گرفتارت کند

خط جام امشب به چشمم حلقهٔ دام است و بس

سعی بیجا خلق را قفل در روزی بود

بستگی در کارها جویا ز ابرام است و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۱غنچه از دلبستگی گردیده پنهان در لباس
  2. شمارهٔ ۷۵۲به رنگ شمع بگدازد ز سوز سینه ام تیرش
  3. شمارهٔ ۷۵۳بی تو ساغر لخت دل چون لاله دارد در کفش
  4. شمارهٔ ۷۵۴با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش
  5. شمارهٔ ۷۵۵می مکد خون دلم را غنچه عنابی اش
  6. شمارهٔ ۷۵۶طراوت دارد از بس نوبهار حسن سرشارش
  7. شمارهٔ ۷۵۷سرشته اند ز فیض هوای صبح تنش
  8. شمارهٔ ۷۵۸تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.