پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۲

به رنگ شمع بگدازد ز سوز سینه ام تیرش

چو موج باده گردد آب خون آلوده شمشیرش

نبیند در لحد هم کشتهٔ مژگانش آسایش

که باشد هر کف خاکی به پهلو پنجهٔ شیرش

به راه انتظار ناوکش خون دل حسرت

چکد چون بخیه های زخم از مژگان نخجیرش

چنان سنگین ز گرد کلفت خاطر بود آهم

که چون آرم به لب از سینه باشد شور زنجیرش

نهدرو سوی خلوتخانهٔ دل از حیا جویا

خیالم چو کشد بر پرده های دیده تصویرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۴با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش
  2. شمارهٔ ۷۵۵می مکد خون دلم را غنچه عنابی اش
  3. شمارهٔ ۷۵۶طراوت دارد از بس نوبهار حسن سرشارش
  4. شمارهٔ ۷۵۷سرشته اند ز فیض هوای صبح تنش
  5. شمارهٔ ۷۵۸تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش
  6. شمارهٔ ۷۵۹هر قدر غم بیند از گردون بود دانا خموش
  7. شمارهٔ ۷۶۰ز حیرت ماند در بند چکیدن گوهر کوشش
  8. شمارهٔ ۷۶۱ندارد بیش ازین دل طاقت صهبای پر زورش
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.