پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۳

در دامن دل اشک ز مژگان تر انداز

این مشت شرر باز به جیب جگر انداز

آنجا که کشد معرفتش تیغ چو خورشید

چون ماه گر از اهل کمالی سپر انداز

از خویش بهر سو که روی دار امانست

زنهار از این مهلکه خود را بدر انداز

یا زان مژه کن پهلو خواهش تهی ایدل

یا بستر راحت به دم نیشتر انداز

هر شب پی تعمیر دلم تا که تو از جور

هر روز خرابش کنی ای خانه برانداز

باشد که بیفتد زچمن بیضهٔ بلبل

ای دل زفغان شعله در این مشت پرانداز

خواهی که چو شبنم روی از خود به نگاهی

جویا همه تن دیده به جانان نظراندز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۵فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروز
  2. شمارهٔ ۷۴۶مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز
  3. شمارهٔ ۷۴۷به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز
  4. شمارهٔ ۷۴۸غیر از ایام وصال بت دلخواه مپرس
  5. شمارهٔ ۷۴۹معنیی گر هست با رند می آشام است و بس
  6. شمارهٔ ۷۵۰ز لب به سینه عبث نیست ترکناز نفس
  7. شمارهٔ ۷۵۱غنچه از دلبستگی گردیده پنهان در لباس
  8. شمارهٔ ۷۵۲به رنگ شمع بگدازد ز سوز سینه ام تیرش
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.