پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۶

مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز

نازش به گل و سرو و سمن می رسد امروز

دور است که لب تشنهٔ خون دل خلق است

آن طفل که دستش به دهن می رسد امروز

بر غنچهٔ گل در چمن از بسکه خموشی

گر لعل تو بگرفت سخن می رسد امروز

مایل به ترنج مه و خورشید نباشد

دستی که به آن سیب ذقن می رسد امروز

هرگز نرسیده است زخورشید زمین را

فیضی که ز روی تو به من می رسد امروز

غافلی مشو از «فضل علی بیگ» که جویا

از تازه جوانا به سخن می رسد امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۸غیر از ایام وصال بت دلخواه مپرس
  2. شمارهٔ ۷۴۹معنیی گر هست با رند می آشام است و بس
  3. شمارهٔ ۷۵۰ز لب به سینه عبث نیست ترکناز نفس
  4. شمارهٔ ۷۵۱غنچه از دلبستگی گردیده پنهان در لباس
  5. شمارهٔ ۷۵۲به رنگ شمع بگدازد ز سوز سینه ام تیرش
  6. شمارهٔ ۷۵۳بی تو ساغر لخت دل چون لاله دارد در کفش
  7. شمارهٔ ۷۵۴با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش
  8. شمارهٔ ۷۵۵می مکد خون دلم را غنچه عنابی اش
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.