پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۵

فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروز

آن کس که نه دندان فشرد بر جگر امروز

از یاد بناگوش تو در باغ بهشتم

دارد نفسم فیض هوای سحر امروز

فریاد که از آتش عشق تو نمانده است

یک گوشهٔ چشم اشک مرا در جگر امروز

بر ناله من تنگ بود سینهٔ صحرا

از بار غمم کوه ببازد کمر امروز

پیداست که بسمل شدهٔ آرزوی کیست

از بال و پر افشانی مرغ سحر امروز

ساقی به نگاهی بفزا بی خودیم را

بی خویشتنم کن به دو جام دگر امروز

در خون تمنای سر کوی که غلطید

رنگین به خرام آمده باد سحر امروز

سهل است نپرسید اگر حال تو جویا

مستی که ز حالش نبود با خبر امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۷به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز
  2. شمارهٔ ۷۴۸غیر از ایام وصال بت دلخواه مپرس
  3. شمارهٔ ۷۴۹معنیی گر هست با رند می آشام است و بس
  4. شمارهٔ ۷۵۰ز لب به سینه عبث نیست ترکناز نفس
  5. شمارهٔ ۷۵۱غنچه از دلبستگی گردیده پنهان در لباس
  6. شمارهٔ ۷۵۲به رنگ شمع بگدازد ز سوز سینه ام تیرش
  7. شمارهٔ ۷۵۳بی تو ساغر لخت دل چون لاله دارد در کفش
  8. شمارهٔ ۷۵۴با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.