پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۹

رفت می نوشیم ز یاد آخر

شیشه از طاق دل فتاد آخر

خال او از ستاره سوختگی

پا به زنجیر خط نهاد آخر

آه دل را ز جای خود برکند

رفت این مملکت به باد آخر

چشم محتش به ناخن مژگان

گره از کار دل گشاد آخر

هر که رفت از پی هوا جویا

می دهد خویش را به باد آخر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۱به فکر نام مباش اینقدر همین زنهار
  2. شمارهٔ ۷۳۲چون شود محو از دل خاکی سرشت ما غبار؟
  3. شمارهٔ ۷۳۳یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار
  4. شمارهٔ ۷۳۴گذشتم از سر عشقت من و خیال دگر
  5. شمارهٔ ۷۳۵آمدی مستانه و گل گل طرب دارد بهار
  6. شمارهٔ ۷۳۶دلم از هجر تو خون است امروز
  7. شمارهٔ ۷۳۷عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز
  8. شمارهٔ ۷۳۸چشم آینه پرآب است از مثال من هنوز
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.