پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۳

یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار

پرتو خورشید در دریا نمی گیرد قرار

سوز عشقت چون شرر در کاغذ آتش زده

در سراپایم دمی یکجا نمی گیرد قرار

رحشتم از بسکه با آزادگی خو کرده است

گرد ما بر دامن صحرا نمی گیرد قرار

نیستی آگه زحسن خویش کز بی طاقتی

در کفت آیینه چون دریا نمی گیرد قرار

شیشهٔ دل کی تواند سوز عشقت را نهفت

این شرار شوخ در خارا نمی گیرد قرار

بازوی صبرم کند کوه تحمل را زجای

بیقراری در دل جویا نمی گیرد قرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۵آمدی مستانه و گل گل طرب دارد بهار
  2. شمارهٔ ۷۳۶دلم از هجر تو خون است امروز
  3. شمارهٔ ۷۳۷عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز
  4. شمارهٔ ۷۳۸چشم آینه پرآب است از مثال من هنوز
  5. شمارهٔ ۷۳۹دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
  6. شمارهٔ ۷۴۰صبح شد ساقی همان مستی شب دارم هنوز
  7. شمارهٔ ۷۴۱شد از نگاه که آشفته یار ما امروز
  8. شمارهٔ ۷۴۲مردم و مهر ترا در دل نهان دارم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.