پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۱

به فکر نام مباش اینقدر همین زنهار

به زیر سنگ منه دست از نگین زنهار

مباش بر من دل خسته خشمگین زنهار

مشو مشابه گلهای آتشین زنهار

مرو چو سنگ سوی زیردست خود از جای

مخور به شیشهٔ دلهای نازنین زنهار

بود به نام خدا سک نقد دلها را

به هرزه خرج مکن نقد اینچنین زنهار

به عرش می رسد آن کس که میرود از خویش

ممال پای در این راه بر زمین زنهار

تو تا به چند نیاسایی از دل آزاری

تو آهوان حرم را مکن کمین زنهار

مبر ز خیره نگاهی به پردهٔ شرمش

مزن به شمع مراد من آستین زنهار

ترا که جبهه ات آیینهٔ بهشت نماست

نهان مدار به دیوار بست چین زنهار

مرو به درگه دونان برای نان جویا

هزار نیش مخور بهر انگبین زنهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۳یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار
  2. شمارهٔ ۷۳۴گذشتم از سر عشقت من و خیال دگر
  3. شمارهٔ ۷۳۵آمدی مستانه و گل گل طرب دارد بهار
  4. شمارهٔ ۷۳۶دلم از هجر تو خون است امروز
  5. شمارهٔ ۷۳۷عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز
  6. شمارهٔ ۷۳۸چشم آینه پرآب است از مثال من هنوز
  7. شمارهٔ ۷۳۹دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
  8. شمارهٔ ۷۴۰صبح شد ساقی همان مستی شب دارم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.