پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۴

باشد ارباب رعونت را ز بی مغزی غرور

شد تهی گشتن رگ کردن به تسبیح بلور

عاشق از پهلوی بخت تیره رسواتر شود

آتش کم، بیش آید در نظر شبها ز دور

دامن فرزانگی آسان نمی آید به دست

روشن است از ریختن های دلم شمع شعور

می کند صحبت اثر در سینه صافان بیشتر

رنگ صهبا برکند پیمانه چون باشد بلور

صرفه در دیوانگی از عقل کامل دیده ام

می کنم مشق جنون در سایهٔ شمع شعور

تاک را بنگر که سر تا با رگ گردن بود

نیست جویا پادشاهان را گریزی از غرور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۶نباشد غیر عشق نیکوانم پیشهٔ دیگر
  2. شمارهٔ ۷۲۷آب از گداز دل نخورد سرو آه اگر
  3. شمارهٔ ۷۲۸از ازل بی وحشتی نبود دل ما را قرار
  4. شمارهٔ ۷۲۹رفت می نوشیم ز یاد آخر
  5. شمارهٔ ۷۳۰نیست جز افغان مرا در بزم آن مکار کار
  6. شمارهٔ ۷۳۱به فکر نام مباش اینقدر همین زنهار
  7. شمارهٔ ۷۳۲چون شود محو از دل خاکی سرشت ما غبار؟
  8. شمارهٔ ۷۳۳یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.