پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۰

از گل داغ جنون دارم بهاری در نظر

باشدم از اشک گلگون لاله زاری در نظر

بعد ازین چشم تو هم نامحرم رخسار تست

چون حیا دارد نگاهت پرده داری در نظر

عندلیب دل چو اشکم بر سر مژگان بود

از خیال گلرخی دارم بهاری در نظر

پیکرم از درد هجر او نمی دانم چه شد

خواب می بینم که می آید غباری در نظر

قرة العین جهان از مردمی جویا تویی

همچو نور چشم داری اعتباری در نظر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۲اگر از سوز عشقت سوخت دل دیوانه‌ای کمتر
  2. شمارهٔ ۷۲۳پای هر نخلی که بوسیدم به دوران بهار
  3. شمارهٔ ۷۲۴باشد ارباب رعونت را ز بی مغزی غرور
  4. شمارهٔ ۷۲۵کار دنیا فکر ای دانا ندارد اینقدر
  5. شمارهٔ ۷۲۶نباشد غیر عشق نیکوانم پیشهٔ دیگر
  6. شمارهٔ ۷۲۷آب از گداز دل نخورد سرو آه اگر
  7. شمارهٔ ۷۲۸از ازل بی وحشتی نبود دل ما را قرار
  8. شمارهٔ ۷۲۹رفت می نوشیم ز یاد آخر
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.