پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۱

شد دل دریا کنارم ته همین از چشم تر

موج قلزم گشته هر چین جبین از چشم تر

بسکه دارد در گره آهی جدا از هجر اوست

چون حباب اشکم بریزد بر زمین از چشم تر

گر نه خوناب جگر بارد ز مژگان جای اشک

کی خورد آبی دل اندوهگین از چشم تر

بسکه باشم تشنهٔ نظارهٔ دیدار دوست

در دهن زیبد اگر گیرم نگین از چشم تر

من که جویا دور ازو شب تا سحر در گریه ام

کی جدا گردد چو شمعم آستین از چشم تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۳پای هر نخلی که بوسیدم به دوران بهار
  2. شمارهٔ ۷۲۴باشد ارباب رعونت را ز بی مغزی غرور
  3. شمارهٔ ۷۲۵کار دنیا فکر ای دانا ندارد اینقدر
  4. شمارهٔ ۷۲۶نباشد غیر عشق نیکوانم پیشهٔ دیگر
  5. شمارهٔ ۷۲۷آب از گداز دل نخورد سرو آه اگر
  6. شمارهٔ ۷۲۸از ازل بی وحشتی نبود دل ما را قرار
  7. شمارهٔ ۷۲۹رفت می نوشیم ز یاد آخر
  8. شمارهٔ ۷۳۰نیست جز افغان مرا در بزم آن مکار کار
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.